تبليغاتX
گروه مترجمین ایران زمین
جوان امروزی

جوان امروزی
هفت روز هفته 
قالب وبلاگ


سلام
[ جمعه 30 دی1390 ] [ 16:5 ] [ نامرئی ]
سلام
[ جمعه 22 مهر1390 ] [ 19:15 ] [ نامرئی ]
[ جمعه 29 اردیبهشت1391 ] [ 19:0 ] [ نامرئی ]

[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 13:19 ] [ نامرئی ]

 برگزیده ششمین جشنواره دوسالانه عکس مستند ونکور کانادا
که منجر به سکوت یک دقیقه ای هیئت داوری شد-تقدیم به همه کسانی که عشق را می ستایند

[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 13:6 ] [ نامرئی ]
چیه؟! دوست دارم اینطوری نیگات کنم!


[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 19:41 ] [ نامرئی ]
سرتــــو بالا کن مرد مهم نیست که مو نداری ، مهم اینه که یه قلــــب بزرگ داری به سلامتــــی همه بچه های سرطانی



[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 19:40 ] [ نامرئی ]


استاد یه جوک بی مزه گفت!
خودش انقدر خندید سرخ شد!
بعد که به هوش اومد دید کسی نخندیده گفت :
خب دیگه ،خنده بسه بچه‌ها بریم ادامه درس ..!
 
 
***
 
دقت کردین تو فیلمای ایرانی روابط دختر و پسر تو دانشگاه چقدر آزاده ؟؟؟ حراستم که اصلا وجود نداره !!!!
 
 
***
 
به خدا تلاش این پدر و دختر رو میبینم کیف میکنم ها ، عالیه، کاش همه مون همیشه با عشق کارهامون رو انجام بدیم.
 
 

 
 
پسر: با شکم خالی چند تا سیب میتونی بخوری؟
دختر: شش تا!
پسر: فقط یکی میتونی چون موقع خوردن سیب دوم شکمت دیگه خالی نیست
دختر: چه جلب حتما برای دوستام تعریف میکنم
دختر: با شکم خالی چند تا سیب میتونی بخوری؟
دختر دوم: ده تا
دختر: اه، اگه میگفتی شش تا، یه معمای جالب میشد... :|
 
   
 
 
یه دوست پسرم نداریم
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.

.
همون بهتر که تو این اوضاع اقتصادی نداریم روز مرد نزدیکه ...
  

 
 
یه روز از کلاس زبان بر میگشتیم با رفیقام قرار گذاشتیم بریم با توریستها حرف بزنیم که محاوره مون بهتر بشه رفتیم میدان نقش جهان (اصفهان) یه مرد سیاه پوست را دیدیم خیلی هیکلش بزرگ بود مثل بوکسر ها ، از دور هی بهش بای بای کردیم و یه رفیقام بلند داد میزد hello "hello" hi Mr تا اینکه رسیدیم بهش اونم برگشت گفت زهر مار مسخره ...... آقا طرف جنوبی بود.
  
 
 
***
 
 
ديشب داداشم تو خواب هذيان ميگفت و جيغ ميكشيد ...
رفتم اتاق ميبينم بابام بالا سرشه !!
ميگم خوب بيدارش كن !
ميگه بذار كابوسشو ببينه ، اينهمه پول دي وي دي ميده فيلم ترسناك ميگيره....
بزار سه بعديشم ببينه =))))))

منو ميگــي ~~> :| !!!!!
 
 
 
****
 
داشتم واسه امتحان تو خونه تقلب مینوشتم ،خواهرم به مامانم به شوخی گفت : ببین داره چیکار میکنه ... !!تقلب مینویسه ؟؟!!

مامانم اومد تقلب رو پاره کرد , موند چی بگه ,, گفت : ما تو این خونه نماز میخونیم !!

همچین خانواده ای داریما :)))
 
 

 
 
تا حالا به این فکر کردین ؟

چرا سیصد تومن ، سی تا صد تومنی نمیشه

ولی هشتصد تومن ، هشت تا صد تومنی میشه !؟

...!!!
 
ذهن بیکاره منه دیگه، سوال ایجاد میکنه!!!!




یه توصیهء مهم واسه خانوما :

این روزا آقایون به احتمال زیاد یه دعوای الکی راه می‌ندازن، گول نخورین !

{ روز زن نزدیکه دنبال بهونه می‌گردیم :دی }
 
 
 
****
 
از غضنفر می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن؟
میگه: آخه پیاده خیلی راهه.
 
 
 

 
 
دیشب به قلبم گفتم: شب‌ها خواب به چشمِ من نمی‌‌آید قلبم گفت:.

.
.
.
.
.
. از بس که بعد از ظهر‌ها می‌خوابی، بیخودی ادای عاشقارو در نیار !
 
 
 

[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 19:40 ] [ نامرئی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دل نوشته وافکار یک فرد نامرئی
برچسب‌ ها